خرید بک لینک
مضحکه ی تلخیه...تمام فجازی (چه برانداز، چه وفادار به کشور) پر شده ند از فیلم و تحلیل لحظه به لحظه ی دخترکی که تو مترو بیهوش شده و تو کماست... منِ ایرانی باید الان دغدغه م این باشه که دخترک باتوم خورده؟ یا با کسی بحثش شده و فشارش افتاده؟(کدوم کسی و سر ِ چی؟ مزدور حکومت سر حجاب؟! یا مغازه دار ِ تو مترو سر بها کیک؟! یا رفیقش سر ِ کراش مراش؟ یا پدرمادر خودش؟ یا...؟) یا اصلا صبحانه نخورده، گشنه بوده.‌.اما یک ماه از «مرگ واقعی» ِ ۶تا معدنچی معدن طزره گذشته، من ِ ایرانی اسمشون رو هم حتی نباید بدونم !!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 19:20

مضحکه ی تلخیه...تمام فجازی (چه برانداز، چه وفادار به کشور) پر شده ند از فیلم و تحلیل لحظه به لحظه ی دخترکی که تو مترو بیهوش شده و تو کماست...منِ ایرانی باید الان دغدغه م این باشه که دخترک باتوم خورده؟ یا با کسی بحثش شده و فشارش افتاده؟(کدوم کسی و سر ِ چی؟ مزدور حکومت سر حجاب؟! یا مغازه دار ِ تو مترو سر قیمت کیک؟! یا رفیقش سر ِ کراش مراش؟ یا پدرمادر خودش؟ یا...؟) یا اصلا صبحانه نخورده، گشنه بوده..اما یک ماه از «مرگ واقعی» ِ ۶تا معدنچی معدن طزره گذشته، من ِ ایرانی اسمشون رو هم حتی نباید بدونم !!!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1402 ساعت: 14:51

میگویی این فکت تاریخی یا علمی یا... را که فرمودید، ممکن تست مرحمت کنید مرجع و منبعش را...؟میگویند : «از کسی که تولید علم میکند، استناد و ارجاع نخواهید!»یک زمانی بود که رهبر انقلاب، سخن از نهضت نرمافزاری، تولید علم، تحول در علوم انسانی، استعمار فرانو، مراحل رسیدن به تمدن اسلامی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (بجای الگوی توسعه!) ، و... میگفتند. از اواخر دهه هفتاد.این سخنان اوایل فهم نمیشد، بعد تمسخر میشد و بعدتر مد شد!اواخر دهه هشتاد بود که اهالی علوم انسانی بر اساس اعتقاد یا عدم اعتقاد به این مفاهیم، ۲ جبهه شدند:یک طرف ریشخند و تمسخر هرچه بیشتر ِِاین عبارات «نان و نام» داو در طرف دیگر تکرار هرچه بیشتر و پرطمطراقتر و مقدسانگارانهتر !چیزی نگذشت که اندیشکده ها و اتاق فکرها و.. با این عناوین از همه جا سر برآورد.. (کافیست لیست اندیشکده ها را با توجه به تاریخ تاسیسشان نگاه کنید!) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 1:00

۱. گشت ارشاد نه تنها مسئله ی ماست و نه مهمترین مسأله ی ما.این فقط یکی از ده ها تیشه ایست که جمهوری اسلامی دارد به ریشه ی «سرمایه ی اجتماعی» خودش میزند.و بالطبع خیلی از آنچه خواهم گفت نیز، مخصوص گشت ارشاد نیست و عام تر است.۲. آیا اعلام مخالفت با گشت ارشاد، «همصدایی با دشمن» است ؟کشور ما، چه مردم و جامعه، چه نظام سیاسی و نهادهای حاکمیتی، بدون خطا و بدون مشکل نیست. خب، دشمن برای عیبجویی و نفرت پراکنی و سیاهنمایی دست روی آن مشکلات میگذارد. اما اگر به بهانه ی "همصدایی با دشمن" ما دهان دوستان را نیز ببندیم که درمورد آن مشکلات سخنی نگویند و شرایط را گل و بلبل و بدون عیب وانمود کنیم حاصلی جز باقی ماندن و تعمیق مشکلات ندارد.۳. من هفده سال در تهران زیسته م، در مناطق مرکزی شهر، خیابان انقلاب، آزادی، و خود دانشگاه تهران. تا حالا هیچوقت ون های کذای گشت را ندیده ام. و درعوض تا بخواهید خانمهای "بدون حجاب شرعی" دیده ام که اکثریت مطلق عابران مونث را تشکیل میدهند. و بنظر نمیرسد از چیزی درمورد نحوه پوششان بترسند.اما فیلمهای برخورد نامناسب گشت را دیده ام و بنظرم فارغ از بود و نبود واقعی گشت، صِرفِ وجود و انتشار همان فیلمها هم کافیست که لازم باشد درمورد نکاتی که عرض میکنم، تامل کنیم.باید هزینه ها و فایده های گشت ارشاد را سنجید.۴. در مورد اولین و مهمترین هزینه اش: نابودکردنِ سرمایه ی اجتماعی نظام، من با #جان_رالز موافقم که آنچه شهروندان را به نظام سیاسی خوشبین و دلگرم میسازد، آن است که احساس کنند نظام سیاسی همه شان را به یک چشم نگریسته و همه ی آنها را محترم و ارزشمند میشمرد و هدفی را که در زندگی میجویند برسمیت میشناسد و آنها را به شهروندان درجه یک و درجه تقسیم نمیکند که به برخی درجات، حقوق شهروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 4:28

زیر عکس مراسم عزاداری سنتی خیابانی و زنان تماشاگر، مینویسند "زنها همیشه در مراسم مذهبی منفعل بو ه اند"بگذریم که با یک نما، یک عکس، از یک مراسم مثلا ، چقدر میتوان لایه های پنهان آن مراسم را درک کرد..یا درباره ی اندیشه و شخصیت و ته دل ِ آدمهای موجود در آن مراسم و آن عکس نظر داد.بله.در مراسم عزاداری سنتی، خانمها نقشی ندارند.همان مراسمهایی که خیابان را برایش قرق میکنند..همان که اگر فیلم هوایی اش را ببینی مسحور حرکات هماهنگ و زیبایی جابجایی منظم رنگهاش میشوی..همان که وقتی توی خانه ات نشسته ای، صدایش را میشنوی که نزدیک میشود، و دقایقی بعد دور میشودهمان که هرچقدر هم تو عالم خودت باشی و "هیاتی نباشی" ، یادت می اندازد خبری در عالم شده...همان که تجسم "باز این چه شورش است.." ِ محتشم است...همان که هویت شیعه ی ایرانی را ساخته و حفظ کردهبله، مداح و سینه زن و زنجیرزن و نوازندگان طبل و سنج و شیپور و تدارکاتچی و.... همه و همه از مردان هستنداما آیا این یک نقیصه ایست برای این مراسم زیبا و باشکوه و هویتساز؟آیا خانمهایی که به تماشای این مراسم میروند، خود را منفعل و درجه دوم میدانند؟من بشخصه، این مدل مراسم را ترجیح میدهم.(خاصه از نوع شهرستانی، مخصوصا شهرهای جنوبی تر، که ریشه دارتر هستند)و اگر مداحش دری وری نخواند و از اشعار متناسب این برنامه (اشعار آشنا و معقول)و اگر شامل خرافات و تحریفاتی مثل نمایش بر و بازو بنام بلند کردن علم و... نشود،این مراسمها را (با آن شروط) ترجیح میدهم به نشستن در چهاردیواری مسجد و حسینیهچهاردیواری هایی که درونش و روضه ی مکشوف خواندهاید و زنها و مردها "بطور برابر!" شیون میکنند و غش میکنند!اما آنطرف دیوارهایش جز ماشینهای پارک شده، خبری نیست..* * *اما گذشته از آن خاصیت اجتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 4:28

مدتیست ساعت ده هر شب، شبکه تماشا سریال آمریکایی «پزشک دهکده» را برای چندمین بار پخش می کند. و همزمان شبکه یک، سریال جدیدِ «دودکش دو» را. آنهم با تبلیغات بسیار زیاد. گاهی به سرم میزند کانال را هی بین این دو شبکه بگردانم! آن وقت میبینم که در کمتر از پنج دقیقه:در سریال قدیمیِ شبکه تماشا چند سکانس و چندین پلان آمده و رفتهاقلا پنج، شش نفر، با گفتنِ دیالوگهای کوتاهی، هم شخصیت خود را برای مخاطب آشناتر کرده اند و هم قصه را در مجموع پیش برده انداحساس مخاطب کاملا با چالشهای دراماتیک و خانوادگی شخصیتها به تلاطم آمدهیک پرده از تاریخ شکلگیری آمریکا با چالشهای فرهنگی-اجتماعی خاصش خیلی نرم و تلویحی، نمایش داده شدهحداقل یک مسئلهxadی عمیق وجدی ِ فلسفه ی اخلاق ، یا فلسفه ی حقوق ، ذهن بیننده را کاملا درگیر کردهیکی از ارزشهای ایدئولوژی لیبرال درعقبه ی ذهن مخاطب کاشته شده!برمیگردم شبکه یک: همچنان فیروز و نصرت روبروی هم نشسته اند و دارند داااااد میکشند!!!پ.ن. سریال #پزشک_دهکده در دهه 1990ساخته شده! یعنی حدود سی سال قبل!!!پنج گروه نویسنده با هدایت خانم بث سالیوان داستانها و شخصیتها را پراخته ند دهکده "شخصیت منفی" نداره!آدمهای دهکده افکار غلط و  رفتارهای گاهی وحشتناکی دارند, اما آدمهای بد و سیاه نشون داده نمیشوند! بلکه آدمهاییند که درطول داستان, به اشتباه خودشان واقف شده و هرکس, به سبک و درحد خودش خودش, اصلاح میکند فکر یا رفتار خود را...  آدمهای در حال "شدن".. درحال "تربیت شدن!" سریال چندین جایزه میبرد,  ازجمله جایزه امی (معادل اسکار برای برنامه های تلوزیونی) سریال در صد کشور جهان پخش میشودو ملکه انگلستان به جین سیمور, بازیگر دکتر کویین, القاب افتخاری میدهد.. سریال پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 13:45

(در ادامه ی بحث پست قبل)اتفاقا خیلی هم دست به "انیمیشن"ساختنمان خوب است! ... برای  شبیه سازی نحوه شهادت تک تک ائمه و معصومین و منتسبین! .. برای شبیه سازی معجزات پیامبران دقیقا طبق متن قرآن..حتی شبیه سازی حدیث کسا!.. برای شرح چگونگی رسیدنِ مادر امام دوازدهم به عراق!...فیلم و کارتون، مخصوصا سریال، موثرترین شیوه تربیت است. اما چه فیلم و کارتونی؟!یک انیمیشن خوب، اول از هرچیزی داستان خوب لازم دارد. حرفها را داستان میزند.. پیامها را، تربیت ها را...*اما این اصلا به معنی «سخنرانی کردنِ شخصیتهای داستان نیست! *داستان با فراز و فرودها و ماجراهایش حرف میزندبا شخصیتپردازیش حرف می زندمهمترین و عمیقترین حرفهاش را در جهانبینیِ پشتِ داستان میزند.. یعنی در روابط علت و معلولی ای که نویسنده در پس ذهن خودش دارد وقتی داستان و ماجراها را خلق میکند.. اینکه کدام رفتارها و کنشهای شخصیتها منجر به کدام اتفاقها می شود..کسی در داستان و انیمیشن و فیلم درباره ی جهانبینیِ نویسنده سخنرانی یا حتی اشاره ای نمی کند..اما جهانبینیِ داستان ماندگارترین و عمیقترین اثری است که داستان و فیلم بر ذهن مخاطب دارد،البته وقتی چندین و چند بار در داستاانهای مختلف تکرار شدکارتونهای آمریکایی تقریبا همهxadشان جهانبینیِ واحدی دارند.(چنانکه کارتون های ژانرهای مختلف ژاپنی هم هرکدام جهانبینی خود را...)جهانبینیِ کارتونها (و بسیاری از فیلمها)ی آمریکایی را فلسفه ی مدرن لیبرال و علوم انسانی برآمده از آن تشکیل میدهد. اگر فلسفه، جامعه شناسی، یا روانشناسی میخوانید، یکبار یکی ازین کارتونهای آمریکایی را ،هرکدام را، رندوم، با این نگاه ببینید! بشمارید که چندتا از نظریهxadهایی که توی دانشگاه خوانده اید را متجسم در داستان این کارتون میابید!اصلا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 13:45

خبر #امیرحسین_جیرانی_زاده را اگر پانزده سال قبل میشنیدم, حتما بحال او بعنوان"آدم عاقبت بخیر" غبطه میخوردم, و عمیقا آرزو میکردم "کاش من جای او بودم"...اما همین خبر را وقتی من امروز، منِ بارها نحوه ی مدیریت این قبیل برنامه ها را دیده، و منِ مادر, میشنوم،غبطه نمیخورم.وحشت میکنم.عمیقا ناراحت میشوم و هیچجوره نمیتوانم مسببین این ضایعه ی بزرگ را ببخشم..ب مادری فکر میکنم که با چه خون دلی باید در چنین جامعه و زمانه ای, بچه مسلمانِ هدفدارِ نخبه ی تیزهوشِ متواضعِ بفکر کمک ب دیگران تربیت کند..چقدر امیدها باید بسته باشد به این بچه..وحالا چه راحت ازدستش داده..به مملکتی فکر میکنم که مگر چندتا ازین دسته گلها دارد که به این راحتی بدست آبشان میدهد؟به مادرهایی فکر میکنم که بچه های عزیزشان را با کدام اعتماد هرسال میفرستند هیات..و به هیأتهایی که ازین سوانح کم ندارنددانشجوی بیست ساله ی شریف, هنگام باز کردن سیاهی ها(یا بروایتی, تجهیزاتی که برای"افزایش کیفیت صدا!" در گنبد مسجد نصب شده) از نردبان هست متری(یا از لبه ی پنجره گنبد در ارتفاع ده متر) سقوط میکند و..حادثه تلخ است و.وحشتناک.. سهل انگاری در رعایت نکات#ایمنی⭕اما وحشتناکتر آن است که کسانی که میباید پاسخ دهند که چرا آخر شب مراسم,دانشجوی خسته ی بی تجربه را بدون هیچ تجهیزات ایمنی, "هرسال" میفرستید در ارتفاع ده متری؟!… حالا همان موضعی را گرفته اند که گفتم "من پانزده سال قبل" ممکن بود بگیرم!در پیام های تسلیت رییس دانشگاه و رییس نهاد رهبری,و هیات امنای مسجد و... حرفی از عذرخواهی یا پیگیری ماجرا نیست..همه یکصدا میگویند امیرحسین عاقبت بخیر شد!...بعضی بزگترهای هیات حتیمیگویند پدرش از ما ممنون است که بستری فراهم کردیم تا او در آخرت سربلند باشد!!!میگویند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 13:45

یک زمانی ارسطو و افلاطون، به بیانهای مختلف، #دموکراسی را آسیبشناسی میکردند، که تهش میشود "حکومت نادانها بر داناها" دوهزارسال بعد، فیلسوف ان #عصر_روشنگری کلی استدلال بافتند که بگویند "نه خیر اینطورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1399 ساعت: 16:06

تیرماه78 هم در خیابانهای تهران شعار "رفراندوم رفراندوم" سر داده شد. و یک عده خوشحال شدند که جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است. نرسیده بود. آن غائله با چندساعت دخالت پلیس (بدون صدمه زدنِ پلیس به کسی) وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1399 ساعت: 16:06

در 1971جان رولز کتابی مینویسد که در همان اولین سالها، چندهزار کتاب و مقاله درباره ش نوشته میشود! و  به زبانxadهای مختلف دنیا ترجمه میشود و خیلی ها معتقدند فلسفه سیاسی با این کتاب وارد دوران جدیدی شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1399 ساعت: 16:06

نظام لیبرال سرمایه داری، چطور خودش را اصلاح کرد که توانست، بعد از بحران انقلابهای جهانگیر کمونیستی، هم مجددا ابرقدرت بلامنازع شود و هم دربرابر هر بحران دیگری از آن سنخ بیمه شود؟جان رولز، مشهورترین فیلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:30

شما در ایران حضور داریدشما با بالاترین سرانه ی مصرفبا کمترین ساعت کار مفیدبا امنیت کامل وسط خاورمیانه ی پیوسته درحال جنگ, با طبیعت زیبای چهارفصل,با منظمترین و مردمیترین انتخاباتها (هم از نظر مشارکت مرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 12:00

اولین تجربه ی سیاسی زندگیم سال ۷۹ بود, انتخابات #مجلس_ششم .. سیزده ساله بودم و حق رأی نداشتم, اما با تمام توان در مدرسه و خیابان(مسیر مدرسه) برای همین آقا, #دکتر_شاهین_محمدصادقی تبلیغ میکردم! جوانی بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 12:00

چرا با #لیستی_رأی_دادن مخالفم؟تعداد نمایندگان هر شهر در مجلس قانونگذاری, تابعی از جمعیت آن شهر است:هرچه جمعیت بیشتر, تعداد نمایندگان هم بیشتر, یعنی سهم آن شهر از قانونگذاری بیشتر.اما دلیل تابعیت تعداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 12:00

صفحه بندی